 نام کتاب: کتاب شناسی استهبان
نویسنده: محمد رضا آل ابراهیم ناشر انتشارات: سته بان سال انتشار: اردیبهشت 1384 تعداد صفحات: 50
نام کتاب: عارف اصطهباناتی موضوع: مجموعه شعر پژوهش و گردآوری: محمد رضا آل ابراهیم به کوشش: جعفر منوچهری
توضیحات:
در این کتاب اشعاری در قالب غزل ، مثنوی ، قصیده و رباعی دیده می شود. وجه غالب اشعار علاوه بر وصف بهار و پند و اندرزهای زندگی ، در مناقب ائمه اطهار (ع) می باشد. زندگی نامه شاعر در سرآغاز کتاب آمده است.
نام کتاب: شیخ مغربی
موضوع: نویسنده: محمد رضا آل ابرهیم
توضیحات:
علاوه بر زندگی وتفکرات شیخ محمد شیرین مغربی ، کتاب حاوی 50 غزل از 199 غزل شیخ مغربی است. چند رباعی و یک ترجیع بند از مطالب دیگر کتاب است. مغربی به سال 809 هجری قمری درگذشت.
نام کتاب: شهید رابع(شهید راه آزادی)
موضوع: نگرشی کوتاه بر زندگی، مبارزه، آثار،اشعار و ... نویسنده: محمد رضا آل ابراهیم
توضیحات:
نگرشی است کوتاه بر زندگی ، مبارزه ، آثار ، اشعار و اختراعات علمی بزرگمردی که بر علیه مستبدین قاجاری قد علم کرد و راه آزادیخواهی پیش گرفت و سرانجام در اسفند 1286 مورد اصابت گلوله مزدوران قوام الملک شیرازی قرار گرفت و در حافظیه به خاک رفت .
نام کتاب: قاضی عضدالدین ایجی ( استاد حافظ)
موضوع کتاب: زندگی نامه نویسنده: محمد رضا آل ابراهیم
توضیحات:
کتاب حاوی معرفی ایگ (ایج ) زادگاه قاضی عضدالدین وملکوک شبانکاره و آثار باقی مانده از آن دوران هم چنین از عهد ساسانی است. زندگی وموفقیت شغلی واستادی بر حافظ در علم کلام وشهرت کتاب (الموقف) در جهان اسلام بویژه در دانشگاه الازهر مصر از ویژگی های دیگر کتاب است. یک نمایشنامه نوشته محمد نظری ضمیمه کتاب است.
نام کتاب: داستان های سته بان
موضوع: داستان گرد آورنده: محمد رضا آل ابراهیم
توضیح:
انجمن داستان نویسی استهبان در تاریخ 26/4/1376 تشکیل گردید که از آن زمان تاکنون داستانهای برگزیده هنرجویان در هشت دفتر به چاپ رسیده است. این جلد شامل 22 طرح و داستان است که تنوع داستان ها گویای اعتلای فرهنگ داستانی نویسندگان آن است.
گروه فرهنگ: چندی پیش دو مجموعه داستان اثر استاد محمدرضا آلابراهیم نويسنده و پژوهشگر تواناي استهباني به دستمان رسید. این دو کتاب با نامهای «لبِ تنور» و «شبِ سَمور» حاوی داستانهایی کوتاه از زندگانی مردم است که با نثر زیبا و روان آل ابراهیم به نگارش درآمده. ویژگی بارز داستانهای این دو کتاب که در دیگر آثار نویسنده نیز به چشم میخورد، فضاسازی ماهرانهای است که خواننده را با خود به عمق داستان میبرد و ذهن او را درگیر ماجرا میکند. دیگر ویژگیِ عامِ نوشتههای آل ابراهیم، بهرهگیریِ بيباكانه از فرهنگ عامیانه و واژههای بومی استهبانی است که در جای جای آثار ایشان و همچنین این دو کتاب به چشم میخورد. چند خط زیر که از نخستین داستانِ کتابِ «لب تنور» گرفته شده، اين دو ويژگي را بهتر مينماياند. توضيحات داخل پرانتز در پينوشتِ صفحه آمده است. «هر روز چاشت مَحدَسَن (كوتاه شدهي محمد حسن) توبرهاش را به کول میگرفت و روانهی کوهِ بَش (نام كوهي در استهبان) میشد. دِمپاییهایی لنگه به لنگهاش را پیش پا میانداخت و لِخ لِخ کُنان از خانه بیرون میزد. سرش را کج میگرفت و به قول ارتشیها نظر به راست راه میرفت. قد کوتاه، چشمان درشت و به قاعده، ابروی پیوسته، ریشِ جو گندمی با نخهای راست و بلند، مُشتِ گِره کردهی دست راستش، کُتِ بلند با دکمههای بسته، کمحرفی و بیآزاریاش او را به موجودات اساطیری پیوند میداد. گویی که از اعماقِ تاریخ به دنیای کنونی پرتاب شده بود. به نظر میرسید که از هر چه بود و نبود است دل کَنده و به هیچکس و به هیچ چیز وابستگی ندارد. زن و بچهای هم نداشت که نگرانِ حالش باشد. یعنی داشت و نداشت. سالهای سال، پیش از این به گُندیشاپور رفته بود و عاشقِ یکی از زنهای لَگوری آنجا شده بود. عاشقِ چشمای سیاهِ سیاهش، موهای فِر و پوستِ سبزهاش.»
این دو کتاب با نامهای «لبِ تنور» و «شبِ سَمور» حاوی داستانهایی کوتاه از زندگانی مردم است که با نثر زیبا و روان آل ابراهیم به نگارش درآمده. ویژگی بارز داستانهای این دو کتاب که در دیگر آثار نویسنده نیز به چشم میخورد، فضاسازی ماهرانهای است که خواننده را با خود به عمق داستان میبرد و ذهن او را درگیر ماجرا میکند. دیگر ویژگیِ عامِ نوشتههای آل ابراهیم، بهرهگیریِ بيباكانه از فرهنگ عامیانه و واژههای بومی استهبانی است که در جای جای آثار ایشان و همچنین این دو کتاب به چشم میخورد. چند خط زیر که از نخستین داستانِ کتابِ «لب تنور» گرفته شده، اين دو ويژگي را بهتر مينماياند. توضيحات داخل پرانتز در پينوشتِ صفحه آمده است. «هر روز چاشت مَحدَسَن (كوتاه شدهي محمد حسن) توبرهاش را به کول میگرفت و روانهی کوهِ بَش (نام كوهي در استهبان) میشد. دِمپاییهایی لنگه به لنگهاش را پیش پا میانداخت و لِخ لِخ کُنان از خانه بیرون میزد. سرش را کج میگرفت و به قول ارتشیها نظر به راست راه میرفت. قد کوتاه، چشمان درشت و به قاعده، ابروی پیوسته، ریشِ جو گندمی با نخهای راست و بلند، مُشتِ گِره کردهی دست راستش، کُتِ بلند با دکمههای بسته، کمحرفی و بیآزاریاش او را به موجودات اساطیری پیوند میداد. گویی که از اعماقِ تاریخ به دنیای کنونی پرتاب شده بود. به نظر میرسید که از هر چه بود و نبود است دل کَنده و به هیچکس و به هیچ چیز وابستگی ندارد. زن و بچهای هم نداشت که نگرانِ حالش باشد. یعنی داشت و نداشت. سالهای سال، پیش از این به گُندیشاپور رفته بود و عاشقِ یکی از زنهای لَگوری آنجا شده بود. عاشقِ چشمای سیاهِ سیاهش، موهای فِر و پوستِ سبزهاش. |
| گفتني است اين دو كتاب را انتشارات ستهبان در سال 89 روانهي بازار كرده است. |
شب سمور» شامل 19 داستان کوتاه در قطع رقعی و در 144 صفحه می باشد و شمارگان چاپ نخست آن 3000 نسخه می باشد .
« لب تنور » نیز شامل 25 داستان کوتاه در قطع رقعی و در 144 صفحه می باشد و شمارگان چاپ نخست آن 3000 نسخه می باشد .
شعر زیبای زیر در ابتدای هر دو کتاب آمده است :
شنیده ایم که محمود غزنوی یک شب
شراب خورد و شبش جمله در سمور گذشت
گدای گوشه نشینی لب تنوری خفت
لب تنور بر آن بینوای عور گذشت
علی الصباح یکی نعره زد که ای محمود
« شب سمور » گذشت و« لب تنور » گذشت
از استاد گرامی آقای آل ابراهیم کتابهای دیگری در دست چاپ هست که در آینده نزدیک معرفی خواهیم کرد
|