محمدرضا آل‏ابراهیم

    محمدرضا آل‏ابراهیم فرزندِ علی در سالِ 1330 خورشیدی در یکی از محله‏های فقیرنشینِ استهبان (پَنار) دیده‏به‏جهان گشود. وی دورانِ شش ساله‏ی ابتدایی را در دبستانِ جلوه (22 بهمن) و شش ساله‏ی متوسطه را در دبیرستانِ امیرکبیر (شهید بهشتی) سپری کرد. در سالِ 1349 پس از اخذِ دیپلم راهی خدمتِ نظام شد. در سالِ 1351 عشق به‏آموزگاری موجب گردید تا به‏عنوانِ معلمِ کلاسِ اولِ ابتدایی واردِ روستا گردد و به مدتِ بیست سال در روستاهای مختلف و در میانِ ایلات و عشایر بیاموزد و بیاموزاند. از سالِ 1354 به‏دانشگاه‏های متعددی ازه تبریز، مامازن (ابوریحان)، علامه‏ی طباطبایی تهران، شیراز، دانشگاه آزادِ فسا و دانشگاهِ پیامِ نورِ شیراز راه یافت. علاوه بر فوقِ دیپلم، موفق به‏کسبِ مدرکِ کارشناسی در رشته‏های علومِ تربیتی (مدیریت و برنامه ریزی) و زبان و ادبیاتِ فارسی گردید.

عشق و علاقه به‏فرهنگِ شفاهی مردم و زادگاهش موجب شد تا علاوه بر تدریس و تعلیم و تربیت، برای دانش‏آموزانش مشوقی دلسوز در راهِ تحقیق و گِردآوری فرهنگِ بومی سرزمینِ خویش باشد. در همین راستا گنجینه‏ی ارزشمندی فراهم آمد که بخشی از آن به همتِ آقای ابوالقاسم فقیری در روزنامه‏های استانِ فارس (عصرِ مردم و خبر) و بیش از 60 الی 70 قصه در مجموعه‏ی 20 جلدی «فرهنگِ افسانه‏های مردمِ ایران» به‏همت و تلاشِ آقایان علی اشرفِ درویشیان و رضا خندان (مهابادی) به‏چاپ رسیده است.

آل ابراهیم از سالِ 57 که نخستین اثرش در مجله‏ی فردوسی به‏چاپ رسید تا هم اکنون بالغ بر 350 مورد مطلب در زمینه‏های گوناگونِ تاریخ، فرهنگِ مردم، معرفی نام‏آوران، نقد و بررسی، داستان و افسانه در مجلات و روزنامه‏های استانی و کشوری به چاپ رسانده است.

در سالِ 1379 به عنوانِ معلمِ نمونه‏ی استانی شناخته شد و در مهرماه 1380 به افتخارِ بازنشستگی نایل آمد.

آل ابراهیم مدتِ ۱۴ سال است که در اداره‏ی فرهنگ و ارشاد اسلامی استهبان مشغولِ تدریس و گردانندگی انجمنِ داستان‏نویسی می‏باشد.

 


شورش زندگی و مبارزات کرم پورشیرازی
محمدرضا آل ابراهیم
 
خاطرات و زندگینامه
 
(نایاب)
قیمت: ۱۵,۰۰۰ریال
 

کریم پورشیرازی از چهره‌های مطبوعاتی و مبارز دوران مصدق است. او که بعدها پس از انتشار نشریه‌ی شورش و افشاگری‌های بی‌پروایش به دست پلیس شاه افتاد به طرز فجیعی در زندان‌ کشته شد. محمدرضا آل ابراهیم در کتاب حاضر به شرح زندگی و مبارزات کریم پورشیرازی و دیدگاه دیگران درباره‌ی وی پرداخته است.

معرفی کتاب


نام کتاب: کتاب شناسی استهبان

نویسنده: محمد رضا آل ابراهیم
ناشر انتشارات: سته بان
سال انتشار: اردیبهشت 1384
تعداد صفحات: 50


 نام کتاب: عارف اصطهباناتی
موضوع: مجموعه شعر
پژوهش و گردآوری: محمد رضا آل ابراهیم
به کوشش: جعفر منوچهری

توضیحات:


 در این کتاب اشعاری در قالب غزل ، مثنوی ، قصیده و رباعی دیده می شود.  وجه غالب اشعار علاوه بر وصف بهار و پند و اندرزهای   زندگی ، در مناقب ائمه اطهار (ع) می باشد. زندگی نامه شاعر در سرآغاز کتاب آمده است.

 نام کتاب: شیخ مغربی

موضوع:
نویسنده: محمد رضا آل ابرهیم

توضیحات:

علاوه بر زندگی وتفکرات شیخ محمد شیرین مغربی ، کتاب حاوی 50 غزل از 199 غزل شیخ مغربی است. چند رباعی و یک ترجیع بند از مطالب دیگر کتاب است. مغربی به سال 809 هجری قمری درگذشت.

 

نام کتاب: شهید رابع(شهید راه آزادی)

موضوع: نگرشی کوتاه بر زندگی، مبارزه، آثار،اشعار و ...
نویسنده: محمد رضا آل ابراهیم

توضیحات:

   نگرشی است کوتاه بر زندگی ، مبارزه ، آثار ، اشعار و اختراعات  علمی بزرگمردی که بر علیه مستبدین قاجاری قد علم کرد و راه آزادیخواهی پیش گرفت و سرانجام در اسفند 1286 مورد اصابت گلوله  مزدوران  قوام الملک شیرازی قرار گرفت و در حافظیه به خاک رفت .


نام کتاب: قاضی عضدالدین ایجی ( استاد حافظ)

موضوع کتاب: زندگی نامه
نویسنده: محمد رضا آل ابراهیم

توضیحات: 

   کتاب حاوی معرفی ایگ (ایج ) زادگاه  قاضی عضدالدین وملکوک شبانکاره و آثار باقی مانده از آن دوران هم چنین از عهد ساسانی است. زندگی وموفقیت  شغلی واستادی بر حافظ در علم کلام وشهرت  کتاب (الموقف) در جهان اسلام بویژه  در دانشگاه  الازهر مصر از ویژگی های دیگر کتاب است. یک نمایشنامه نوشته محمد نظری  ضمیمه  کتاب است.




نام کتاب: داستان های سته بان

موضوع: داستان
گرد آورنده: محمد رضا آل ابراهیم

توضیح:

انجمن داستان  نویسی استهبان در تاریخ 26/4/1376 تشکیل گردید که از آن زمان تاکنون داستانهای برگزیده  هنرجویان در هشت دفتر به چاپ رسیده است. این جلد شامل 22 طرح و داستان است که تنوع داستان ها گویای اعتلای فرهنگ داستانی نویسندگان آن است.

شبِ سَمور گذشت و لبِ تنور گذشت چاپ نامه الکترونیک
شبِ سَمور گذشت و لبِ تنور گذشت چاپ نامه الکترونیک

گروه فرهنگ: چندی پیش دو مجموعه داستان اثر استاد محمدرضا آل‌ابراهیم نويسنده‌ و پژوهشگر تواناي استهباني به دستمان رسید. این دو کتاب با نام‌های «لبِ تنور» و «شبِ سَمور» حاوی داستان‌هایی کوتاه از زندگانی مردم است که با نثر زیبا و روان آل ابراهیم به نگارش درآمده. ویژگی بارز داستان‌های این دو کتاب که در دیگر آثار نویسنده‌ نیز به چشم می‌خورد، فضاسازی ماهرانه‌ای است که خواننده را با خود به عمق داستان می‌برد و ذهن او را درگیر ماجرا می‌کند. دیگر ویژگیِ عامِ نوشته‌های آل ابراهیم، بهره‌گیریِ بي‌باكانه از فرهنگ عامیانه و واژه‌های بومی استهبانی است که در جای جای آثار ایشان و همچنین این دو کتاب به چشم می‌خورد. چند خط زیر که از نخستین داستانِ کتابِ «لب تنور» گرفته شده، اين دو ويژگي را بهتر مي‌نماياند. توضيحات داخل پرانتز در پي‌نوشتِ صفحه آمده است. «هر روز چاشت مَحدَسَن (كوتاه شده‌ي محمد حسن) توبره‌اش را به کول می‌گرفت و روانه‌ی کوهِ بَش (نام كوهي در استهبان) می‌شد. دِم‌پایی‌هایی لنگه به لنگه‌اش را پیش پا می‌انداخت و لِخ لِخ کُنان از خانه بیرون می‌زد. سرش را کج می‌گرفت و به قول ارتشی‌ها نظر به راست راه می‌رفت. قد کوتاه، چشمان درشت و به قاعده، ابروی پیوسته، ریشِ جو گندمی با نخ‌های راست و بلند، مُشتِ گِره کرده‌ی دست راستش، کُتِ بلند با دکمه‌های بسته، کم‌حرفی و بی‌آزاری‌اش او را به موجودات اساطیری پیوند می‌داد. گویی که از اعماقِ تاریخ به دنیای کنونی پرتاب شده بود. به نظر می‌رسید که از هر چه بود و نبود است دل کَنده و به هیچ‌کس و به هیچ چیز وابستگی ندارد. زن و بچه‌ای هم نداشت که نگرانِ حالش باشد. یعنی داشت و نداشت. سال‌های سال، پیش از این به گُندی‌شاپور رفته بود و عاشقِ یکی از زن‌های لَگوری آن‌جا شده بود. عاشقِ چشمای سیاهِ سیاهش، موهای فِر و پوستِ سبزه‌اش.»
 این دو کتاب با نام‌های «لبِ تنور» و «شبِ سَمور» حاوی داستان‌هایی کوتاه از زندگانی مردم است که با نثر زیبا و روان آل ابراهیم به نگارش درآمده. ویژگی بارز داستان‌های این دو کتاب که در دیگر آثار نویسنده‌ نیز به چشم می‌خورد، فضاسازی ماهرانه‌ای است که خواننده را با خود به عمق داستان می‌برد و ذهن او را درگیر ماجرا می‌کند. دیگر ویژگیِ عامِ نوشته‌های آل ابراهیم، بهره‌گیریِ بي‌باكانه از فرهنگ عامیانه و واژه‌های بومی استهبانی است که در جای جای آثار ایشان و همچنین این دو کتاب به چشم می‌خورد. چند خط زیر که از نخستین داستانِ کتابِ «لب تنور» گرفته شده، اين دو ويژگي را بهتر مي‌نماياند. توضيحات داخل پرانتز در پي‌نوشتِ صفحه آمده است. «هر روز چاشت مَحدَسَن (كوتاه شده‌ي محمد حسن) توبره‌اش را به کول می‌گرفت و روانه‌ی کوهِ بَش (نام كوهي در استهبان) می‌شد. دِم‌پایی‌هایی لنگه به لنگه‌اش را پیش پا می‌انداخت و لِخ لِخ کُنان از خانه بیرون می‌زد. سرش را کج می‌گرفت و به قول ارتشی‌ها نظر به راست راه می‌رفت. قد کوتاه، چشمان درشت و به قاعده، ابروی پیوسته، ریشِ جو گندمی با نخ‌های راست و بلند، مُشتِ گِره کرده‌ی دست راستش، کُتِ بلند با دکمه‌های بسته، کم‌حرفی و بی‌آزاری‌اش او را به موجودات اساطیری پیوند می‌داد. گویی که از اعماقِ تاریخ به دنیای کنونی پرتاب شده بود. به نظر می‌رسید که از هر چه بود و نبود است دل کَنده و به هیچ‌کس و به هیچ چیز وابستگی ندارد. زن و بچه‌ای هم نداشت که نگرانِ حالش باشد. یعنی داشت و نداشت. سال‌های سال، پیش از این به گُندی‌شاپور رفته بود و عاشقِ یکی از زن‌های لَگوری آن‌جا شده بود. عاشقِ چشمای سیاهِ سیاهش، موهای فِر و پوستِ سبزه‌اش.
گفتني است اين دو كتاب را انتشارات سته‌بان در سال 89 روانه‌ي بازار كرده است.

 شب سمور» شامل 19 داستان کوتاه در قطع رقعی و در 144 صفحه می باشد و شمارگان چاپ نخست آن 3000 نسخه می باشد .

« لب تنور » نیز شامل 25 داستان  کوتاه در قطع رقعی و در 144 صفحه می باشد و شمارگان چاپ نخست آن 3000 نسخه می باشد .

شعر زیبای زیر در ابتدای هر دو کتاب آمده است :

شنیده ایم که محمود غزنوی یک شب

شراب خورد و شبش جمله در سمور گذشت

گدای گوشه نشینی لب تنوری خفت

لب تنور بر آن بینوای عور گذشت

علی الصباح یکی نعره زد که ای محمود

« شب سمور » گذشت و« لب تنور » گذشت

 از استاد گرامی آقای آل ابراهیم کتابهای دیگری در دست چاپ هست که در آینده نزدیک معرفی خواهیم کرد